الشيخ الصدوق ( مترجم : تهراني )

917

علل الشرايع ( فارسي )

مروان گفت : شخصى به حضرت عرض كرد : يا امير المؤمنين اموال و اسراء را هم بين ما تقسيم كن و وقتى زياد راجع به اين موضوع اصرار كردند حضرت فرمودند : كداميك از شما امّ المؤمنين ( عايشه ) را به عنوان سهم خود قبول مىكند ؟ مردم از پذيرفتن آن خوددارى كرده و ديگر سخن خود را تكرار نكردند . حديث ( 70 ) محمّد بن الحسن رحمة الله عليه ، از محمّد بن الحسن الصفّار ، از معاوية بن حكم از ابن ابى عمير از ابان بن عثمان ، از يحيى بن ابى العلاء از حضرت ابى عبد الله عليه السّلام نقل كرده كه آن جناب فرمودند : حضرت على عليه السّلام جنگ نمىكردند تا وقتى كه آفتاب به زوال گرايد و مىفرمودند : درهاى آسمان هنگام زوال آفتاب گشوده شده و توبه آن وقت قبول مىشود و نصرت و ظفر در آن هنگام نصيب مىگردد . و نيز مىفرمودند : زوال به شب كه وقت فراغت از جنگ و دست كشيدن از آن است نزديكتر بوده و سزاوار است كه كشتار كمتر شود و طالب جنگ به مقر خود برگردد و مغلوب فرار كند و جان به در برد . حديث ( 71 ) محمّد بن الحسن رحمة الله عليه ، از محمّد بن الحسن الصفّار ، از ابراهيم بن هاشم از ابن مغيره از سكونى از حضرت جعفر بن محمّد از پدر بزرگوارش عليهما السّلام نقل كرده كه فرموده : محضر مبارك امير المؤمنين عليه السّلام يادى از گروه حروريّه شد و نامى از ايشان به ميان آمد ، حضرت فرمودند : اگر با گروه و سپاه خارج شدند يا بر امام عادل خروج نمودند البته با ايشان جهاد و مقاتله كنيد ولى اگر بر امام جور و ظلم خروج نمودند با آنها قتال و كارزار نكنيد زيرا ايشان در اين ميدان گفتار و سخنى دارند . حديث ( 72 ) پدرم رحمة الله عليه ، از سعد بن عبد الله ، از محمّد بن عيسى ، از يونس بن عبد الرحمن از حضرت ابى الحسن اين حديث را نقل كرده ، وى مىگويد محضر مباركش عرض كردم : فدايت شوم : خبر به يكى از دوستان شما رسيده كه شخصى شمشير و اسب خود را به كسى كه به جهاد مىرود مىدهد لذا به سراغ او مىرود و اين دو را از وى مىگيرد بعدا ياران و دوستان عطاكننده شمشير و اسب با اين